|
روی تخت دراز کشیدم. حال خوبی نداشتم و تازه قرصم رو خورده
بودم . هنوز داشت با من حرف می زد و هی می گفت: آدم خوبی نیست
، دیدی چه جوری داشت نگاهت می کرد. بلند شدم رفتم کنار پنجره ؛ بین راه پیراهن آبی
رنگ تنم رو مثلا صاف هم کردم. رضا هنوز داشت کنار آلاچیق چایی می خورد. جواد هم
یواشکی کنار درخت کاج نشسته بود و تند تند به سیگار پک می زد . نمی دونم چرا سیگار
قدغن شده، اما بعضی اوقات افرادی هستند که دلشون به رحم بیاد و تو هم بتونی یک دود
بلند و ممتد رو به ریه هات بدی .
ادامه مطلب
كبوتر بودن چه حسي دارد آزاد و رها اما چگونه مي شود كه كبوتر حرم امن تو اسير است. ... كه هر كجا بروم من كبوتر حرمم.. اين روزها هر كه دلش را روانه حرم امام هشتم كرد ما را هم از دعاي خودش بهرمند سازد متشكرم
چند روز پیش کمیل سهیلی تماس گرفت و خواست برایش مطلبی بنویسم که به شهادت هم ارتباطی داشته باشد. فی البداهه برایش نوشتم و شد این مطلبی که می خوانید: فرزند شهيد قطبي : مادرم نيز پاسدار بود فرزند شهيد قطبي كه هم اكنون به صورت حرفه اي در زمينه عكاسي خبري فعاليت دارد در مورد خاطرات كودكي اش پس از شهادت پدر بزرگوارشان به خبرنگار نويد شاهد گفت : روزهاي كودكيم با نبود پدر شروع شد و هر وقت كه سراغي از مادر مي گرفتم برايم از پر كشيدن كبوتر ها مي گفت و نمي دانستم منظورش چيست.
فردا روز دختران است و بهانه اش تو هستي ؛تويي كه فاطمه معصومه ناميده شده اي و
صاحب شفاعت در روز محشري. وتو را پدر عزيز مي داشت وبرادر گراميت. غريبي برادر را
تحمل نكردي و خواهريت رادر حقش تمام . اماسرنوشت تو را ميهماني ارجمند براي مردمان
ايران و خطه قم كرد. يا فاطمه اشفعي لنا في الجنة. |
درباره وبلاگ
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 نویسندگانمصطفی قطبیريحانه پیوندها
داستانهاي كوتاه از يك كودك با ...
كاريكاتور سياسي يا سياست كاريكاتوري | ||||||||