تبليغاتX
دوستي كي فراموش شود

دوستي كي فراموش شود

اگه دنبال چيزي عجيب مي گردي اينجا هيچ خبري نيست.اما شايد چيزاي عجيبي پيدا كني .

TinyPic image

آدم وقتی خسته باشه هر جایی که گیرش بیاد می خوابه

در ضمن

میگن کار عار نیست

و مردی که برای امرار معاش خانواده اش زحمت بکشد....

تو خود حدیث مفصل بخوان

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت15:39توسط مصطفی قطبی | |

و مرگ چه آسان نزدیک ماست و خصلت فراموش کاری انسان این نشانه  را از یاد ما دور کرده است.

زلزله امروز واقع در کهک قم

TinyPic image

در ضمن سالروز شهادت بانوی آب و آئینه

و هم چنین رحلت آیه الله فاضل لنکرانی

تسلیت باد.

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت18:41توسط مصطفی قطبی | |

آقا سلام

شرمنده همه جوره

من اسم و فامیل رو از روی برگه ای که همراه داشتم نوشتم

و این که کجا شما بد عکس هستی؟

من خودم خیلی این عکس رو دوست داشتم که گذاشتم

سیاه و سفید بودن عکس یک حس ماندگاری برای من دارد

همه عکس هایی که گرفتم رنگی بود و برای چاپ هم رنگی استفاده خواهد شد ولی

من این عکس رو به انتخاب خودم رنگ رو ازش گرفتم و اینجا به ثبت رسوندم

امید وارم که بعدا بتونم از شرمندگی شما در بیام

بازم عذر خواهی می کنم.

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت14:58توسط مصطفی قطبی | |

TinyPic image

اتفاقی اتفاقی قرار شد من برم عکس بگیرم

اتفاقی کمی دیر رسیدم

و اتفاقی نمی دونم چه اتفاقی افتاد که صدا برام آشنا بود

تا حالا ترجمه هاش رو نخوندم

ولی روح لطیفی داشت

" یک کم متانت و یک مشت برآب

آری همه در وجودش نگاه داشت."

نگاهش خیلی دقیق بود و با نفوذ

اما هر وقت اسم کتابش رو فهمیدم خبرتون می کنم

تا یک ترجمه از یک نویسنده زن آلمانی با یک روایت داستانی خوب رو بخونید.

در ضمن یادمان نرود

الهم عجل لولیک الفرج

 

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت20:27توسط مصطفی قطبی | |

 

آن شب کآمد درست زیر شبستان گل نشست
در بین آن جماعت مغرور شب پرست
یک تکه آفتاب نه یک تکه از بهشت
حالا درست پشت سر من نشسته است
این بیت مطلع غزلی عاشقانه است
این سومین ردیف نمازی خیالی است
گلدسته اذان و من و های های های
الله اکبر و انا فی کل واد... مست
(یک پرده باز پشت همین بیت می­کشیم)
او فکر می­کنم در این پرده مانده است
سارا سلام ... اشهد ان لا اله ... تو
با چشم های سرمه ای ... ان لا اله ... مست
دل می­بری که ... حی علی ... های های های
هرجا که هست پرتو روی حبیب هست
بالابلند عقد تو را با لبان من
آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست؟
باران جل جل شب خرداد توی پارک
مهرت همان شب ... اشهد ان ... در دلم نشست

بو... کبوتری از بامتان پرید
نم نم نما نماز تو در بغض من شکست
سبحان من یمیت و یحیی و لا اله
الا هو الذی اخذ العهد فی الست
سبحان رب هرچه دلم را ز من برید
سبحان رب هرچه دلم را ز من گسست
سبحان ربی ال... من و سارا ...بحمده
سبحان ربی ال... من و سارا دلش شکست
سبحان ربی ال... من و سارا به هم رسید...
سبحان تا به کی من و او دست روی دست؟
زخمم دوباره واشد و ایاک نستعین
تا اهدنا ال... سرای تو چیزی نمانده است
مغضوب این جماعت پر های و هو شدم
افتادم از بهشت بر این ارتفاع پست
یک پرده باز بین من و او کشیده اند
سارا گمانم آن طرف پرده مانده است

من چه بگویم.

تو بگو نظرت راجع به این شعر چیست؟

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت16:52توسط مصطفی قطبی | |

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت20:22توسط مصطفی قطبی | |

TinyPic image

این عکس رو صبح ساعت ۳۰/۶  در پارک لاله گرفتم.

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت19:23توسط مصطفی قطبی | |

من نه حالو حوصله دارم نه سرم واسه جایی که عرب نی انداخت تنگ شده .

اما عجب آتیشی به لباس بعضی ها گرفته با حرفهای آقای پور محمدی در باب" ازدواج موقت". باید نشست و نگاه کرد . بعضی موافق و بعضی مخالف

فقط چند سوال بی جواب واسه من که اگه این کار بده پس چرا اسلام راجع حرف زده ؟

۲-اگه خوبه  فواید این کار چی هست؟

۳- چرا خلیفه دوم این کار رو حرام اعلام کرد؟

۴- راستی فرقش با این دوست های پولی تو خیابون چی هست؟

۵- اگه اسلام این راه رو پیشنهاد کرده حتما قبلش یک چیز هایی رو براش شرط کرده و گفته و اگر نه امام صادق نمی گفت که:اگه ازدواج موقت در جامعه بود کسی به زنا کشیده نمی شد؟

شما می تونید ذهن من رو راهنمایی کنید؟

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت18:5توسط مصطفی قطبی | |

سلام
امروز صبح زود بود که تو خیابون راه می رفتم
دیدم یک پیرمرد داره روزنامه های دم یک دکه رو آماده می کنه. گفتم بخند. گفت به چی ؟ که دوتا جون نره خر دارم بعد اونا خواب باشن من ساعت 2 نصف شب بیام بیرون........
با خودم میگم : جوونی کجایی که یادت  به خیر...


TinyPic image

خدا چند سال دیگه که این پیر مرد نیست

که می خواد واسه اون  نره خرها پول تهیه کنه؟

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت17:16توسط مصطفی قطبی | |

سلام
دنیای کوچکی است
دلها نزدیک ولی ابدان دور
بیائیم دعا کنیم دعائیمان مستجاب شود

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت15:23توسط مصطفی قطبی | |

سلانه سلانه  دلم در پشت این دیوار گام بر میدارد

تا رسیدن به میدان ده راه زیادی نمانده است

و هر لحظه به  میدان نزدیک می شوم

لحظه ای درنگ می کنم

به پشت سر خود نظری می افکنم

سایه خود را می بینم که خمیده شده است

قبل از میدان برکه آبی است

به آن سمت میروم

نگاه که می کنم

نه این من نیستم

پیری فرتوط

آه ای خدا من

این

مشتی آب بر صورتم میزنم

نه خواب نیستم

بیدارم

دوباره نگاه می کنم

میبینم که پیر فرطوت در حال گریه است

برمیگردم

اما به سمت میدان نخواهم رفت

میدانی که اینک وعده گاه عشق من است

نه

او نباید من را این گونه ببیند

بگذار همان چهره جوان در یادش بماند

من

... به

میدان

.....

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت20:1توسط مصطفی قطبی | |

TinyPic image

یک گلدان

یک حسرت

یک هفته

یک ساعت

یک لحظه

یک دم من

من بی تو

تو بی من

من با تو

تو با من

یک حسرت

یک لحظه

...

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت18:55توسط مصطفی قطبی | |

TinyPic image

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت18:37توسط مصطفی قطبی | |

زبان اندر دهانم باز بسته است

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت17:58توسط مصطفی قطبی | |

میگن کسی که عیب دیگران رو برای تو میگه بدون که عیب  و ایراد تو رو هم به دیگران میگه.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت17:50توسط مصطفی قطبی | |

سلام

جام جهان نما  وقتی در دست فردی بی کفایت باشد از آن برای بازی فوتبال استفاده می کند

زرتشت زمان حال

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت16:36توسط مصطفی قطبی | |

TinyPic image

+نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت21:7توسط مصطفی قطبی | |

سلام

آدم وقتی خوبه فکر می کنه همه خوبن

وقتی هم بد

همه رو بد حال می بینه

از قدیم گفتن: کافر همه را به کیش خود پندارد

پس سعی کنیم همه رو خوب ببینیم

 

+نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت19:35توسط مصطفی قطبی | |

+نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت14:7توسط مصطفی قطبی | |

اینم از عکس

اگه چشم بصیرت داشته باشی می بینی

 

+نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت13:50توسط مصطفی قطبی | |

سلام
 
در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند * گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت22:15توسط مصطفی قطبی | |

سلام


خوب بودن را بياموزيم اگر چه سخت


يادگاری از من

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت22:4توسط مصطفی قطبی | |

سلام

چون خوشم اومد این مطلب رو دوباره می زارم


بعضی غم ها آدم سازه و بعضی آدمو داغون می کنه


مواظب باش گرفتار غم سوم نشی که بیچارت می کنه اونم غم عشقه

.....

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت21:14توسط مصطفی قطبی | |

سلام

اذان شد

امروز هم وقت دعا تمام شد

اما تا جمعه ای دیگر

بیا دل ترکاندنمان را برای خود خودش نگاه داریم

یا صاحب العصر و زمان ادرکنی

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت20:53توسط مصطفی قطبی | |

چه سردمی شود کنون


نگاه دست های تو

ببین چه سخت میشود

نگاه سرد بودنت

کنون که با تو بوده ام

نیاز و ناز بوده ام

کنون کنون

که بوده ام

.... بقیش باشه  واسه وقتی که بودی برات بگم

 

 

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت20:18توسط مصطفی قطبی | |

سلام

چه سرد می شود کنون


نگاه دست های تو

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت20:14توسط مصطفی قطبی | |

ترس من از چیست؟ از بودن یا نبودن هستم یا رفتن بودن یا نبودن ترس من از ترس با تو بودن است ای عشق ترکم کن

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت19:36توسط مصطفی قطبی | |

ترس من از چیست؟ از بودن یا نبودن هستم یا رفتن بودن یا نبودن ترس من از ترس با تو بودن است ای عشق ترکم کن

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت19:36توسط مصطفی قطبی | |

سلام

دل خوش سیری چند؟

کجایی سهراب که باز راز آئینه را بگویی

آی سیب دارم سیب

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت18:15توسط مصطفی قطبی | |

سلام

نان پاره ز من  بستان

جان پاره نخواهد شد

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت17:53توسط مصطفی قطبی | |

سلام

این که آدما دلشون درد می گیره یا اینکه دل درد می گیرن

یا که دلشون گیر یک جایی است یا دل تو دلشون نیست

یا که اصلا دل ندارن

مال چییه؟

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت17:27توسط مصطفی قطبی | |

سلام

امروز جمعه است

جمعه با همه خوبی یاش برام دلگیره

جمعه هم مثل بقیه روزای خداست ولی آخه چرا من دلگیر میشم

دعا کنیم که صاحب این روز دستمون رو بگیره

و من دعا می کنم برایmab عزیزم

همونی که از من متنفره و من دوستش دارم به خاطر خودش  و خوبیهاش

خدا کنه هر جا هست مورد لطف صاحب این روز باشه

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت16:56توسط مصطفی قطبی | |

سلام
بعضی غم ها آدم سازه و بعضی آدمو داغون می کنه
مواظب باش گرفتار غم سوم نشی که بیچارت می کنه اونم غم عشقه

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت20:54توسط مصطفی قطبی | |

سلام
وقتی دلی لبریز عشق می شه یادش می ره که ممکنه از سر ریز شدن اون عشق سیل به پا بشه و معشوق رو از بین ببره

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت20:34توسط مصطفی قطبی | |

سلام

می دونی اگه بخوای شرمساری و اگه نخوای گرفتار

پس خدایا من چه کار می تونم بکنم

مثل یک نفر یخ فروش می مونم که تو چله تابستون فقط یک تکه یخ برا فروشش مونده  و می دونه که این یخ نیز آب خواهد شد ولی ساعت ۵ بعد از ظهر همیشه یک مشتری ثابت دارد ولی یخ تاب ماندن تا ساعت ۵ را ندارد.

حال  چه باید کرد  پول نیاز زندگی است

یخ منبع پول

پول دست مشتری

مشتری در جاده زندگی

زندگی

خورشید

ماه

همه برای

مرد یخ فروش

 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت19:0توسط مصطفی قطبی | |

سلام

از تمامی کسانی که بتوانند من را در رسیدن به خواسته ام یاری رسانند پیشاپیش تشکر می کنم.

من می خوام با رئیس جمهور یک عکس یادگاری داشته باشم

دلایلش کاملا شخصی است.

و من الله التوفیق

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت19:11توسط مصطفی قطبی | |

سرنوشت عشق یک جور رقم خورده ولی تفسیرها زیاده.
بیا دوباره تفسیر کن
زندگی سخت است
اما شیرینیش کمتر
یک نگاه تازه می خواهد
یک نگاه

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت16:22توسط مصطفی قطبی | |

داستان زندگی
داستان بودن است
سخت اما تلخ
چون عسل شیرین
اما
زهرش از هر چیز بیشتر تر
زندگی را می توان

نادید اما دید


نه نه نه
زندگی اینجاست
این
اکنون
برای mab

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت15:55توسط مصطفی قطبی | |

سلام

این روزها روزهای عجیبی است.

من از این تعطیلات خوشم نمی یاد.

ولی راستی فکر کردیم چرا این روزها تعطیل اعلام شده.

۱۴ خرداد رحلت امام است ولی یادمان رفته چه روزهایی بود؟

۱۵ خرداد تعطیل است اماانتظار فرج از نیمه خرداد کشم.

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت14:20توسط مصطفی قطبی | |

سلام

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم

کجا من

.......

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید

قفسم برده به جایی و دلم شاد کنید

.....

تا چند روز نخواهم بود

دعا کنیم که دعاهایمان مستجاب شود.

+نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت19:53توسط مصطفی قطبی | |

سلام

اذان شد لحظه دل ترکاندن است.

دعا کنیم که امام زمان هم دعایمان کند

همین

+نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت20:38توسط مصطفی قطبی | |

سلام

امروز جمعه است . یک روز قشنگ از شونصدومین سال دل دادگی

اما راستی چرا بعد از ظهر امروز این قدر دلگیر میشه؟

مگه امروز با روزای دیگه چه فرقی داره که خورشید می خواد غروب کنه غم تموم عالم یک باره تو وجودت شکل می گیره؟

اما هر چی هست امروز هم یکی از روزای خوب خداست. پس بیا با هم دعا کنیم برای تمام کسانی که دوستشون داریم.

بیا دعا کنیم که امام زمانمون هم به یاد ما باشه و اون هم ما رو دعا کنه.

بیا تا هم قسم بشیم که یادمان نرود دوستی را که صفتی از صفت های خدا .

بیا تا همیشه تاریخ عاشق باشیم

با یک سبد گل نرگس

با یک سبد گل عشق

تا هست عشق محبوب به دل

کار ما این است.

التماس دعا

الهم عجل لولیک الفرج

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت16:26توسط مصطفی قطبی | |

سلام

این روزها روزهای عجیبی است روزهایی که آدمی باید دل سبک کند اما انگار غم هایش را جا به حا می کند تا جا برای غم های دیگر باز کند. روز های عجیبی است . مثل امشب فاطمه از این جهان به سوی آخرت می رود و جهان را از اوتاد کم شود. علی با که غم بگوید که بعد از این ایام است علی با چاه نجوا می کند. و چه زیباست اگر امشب دوباره امام زمانمان ما را دعا کند که او هیچ وقت ما را فراموش نمی کند بلکه این ما هستیم که او را فراموش می کنیم.

الهم عجل لولیک الفرج

+نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت19:48توسط مصطفی قطبی | |

سلام

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

این شعر رو خیلی دوست دارم

ساده و راحت همه حرفها رو می گه

اما

چه قدر خوبه که حتی خدا هم گریه آدما رو نبینه

می گی نه؟

نگاه کن و دوباره نگاه کن

اون وقت می فهمی من چی می گم؟

حالا

ببین و دوباره ببین

وقتی درک کردی اونوقت می تونی بگی :

اللهم عجل لولیک الفرج

+نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت17:32توسط مصطفی قطبی | |

به نام خضرت دوست.

این که من تازه واردم و این جا رو ساختم برتی چی باشه برای بعد

اما دوستان بیایم خوشبختی رو از همین الان به خودمون به باورونیم

دلیل هم نمی خواد

بعد  دلایلش پیدا می شه.

تا بعد

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت10:50توسط مصطفی قطبی | |