|
روزهای خوشی بود ولی بنا به دلایلی که من سعی میکنم ندانم سریال شهر آشوب با کل گروه کاری این مجموعه تاریخی به تاریخ ساخت پیوستیم حسین یاری در نقش معین الدین کاشانی عوامل ساخت این سریال یاد اون روزها به خیر هر جا هستین خوش باشین یا حق
سلام گفته باشم که بعد نگید هیچی نگفته ها دعا شرایط داره و بهترین زماش هم تو همین ماه هاست پس دعا یادتون نره ها
سلام جدیدا هر کی به من میرسه میگه: چه حرفهای خوبی میزنی؟ خوب جای شکرش باقی نمیگن حرف بد میزنی؟ ولی راستی هیچ کس بد نیست فقط خوبی ها رو فراموش می کنیم و خوبه اونقدر حرف خوب بزنیم تا مثل شب امتحان ملکه روح و جانمان بشه پس فکر خوب کردار خوب رفتار خوب ۳ اصل زرتشت یا حق التماس دعا
عاشقی که هنوز غسل نکرده باشه،حکماً عاشقه،نفسش هم تبرکه... این متن از کتاب من او نوشته رضا امیر خانی است خوندنش رو به همه توصیه می کنم ولی از آخر کتاب خوشم نیومد انگار نویسنده گیر کرده و حالا باید یک جوری تمومش کنه.
این مطلب رو برای امیر اطهر مینویسم امیر تو از موسیقی محسن نامجو خوشت میاد میدونم ولی راستی تو اجازه گرفتی شعرش رو تهیه کنی و روی گوشی موبایلت بذاری؟ یادمه که گفت : آقا شما مگه از من اجازه گرفتی اصلا بابت تهیه اون کاست که شنیدی پول دادی ؟ من یک اتود تو استودیو برای خودم ظبط کردم حالا شده ملاک بررسی شعر و موسیقی من... فقط یادمون باشه که حق الناس رو رعایت کنیم تا بعد هم حقی از ما ضایع نشه.
انا اعطیناک الکوثر به نام خدای مادران آسمانی خدا به من یک لطف ویژه داشت. مادری که برایم پدر هم بود سالها پیش وقتی پدر رفت تا ماندگار تر شود مادر بود که از جوانیش گذشت تا نبود پدر را برای ما پر کند از خدا می خواهم که در این روز و در تمام روزها یار و نگهدار مادران آسمانیمان باشد. الهم عجل لولیک الفرج
وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد/ وقتي ابد چشم توراپيش از ازل مي آفريد/ وقتي عطش طعم تورابااشكهايم مي چشيد/ چيزي نميدانم ازاين ديوانگي و عاقلي/ آن دم كه چشمانت مراازعمق چشمانم ربود/ وقتي كه من عاشق شدم شيطان به نامم سجده كرد/آ دم زميني ترشدوعالم به آدم سجده كرد/ من بودم و چشمان تو نه آتتشي و نه گلي/ چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي... ممنون از چند نفر همونایی که با لیته نسبتی عجین کردند بازم ممنون
عاشقی که هنوز غسل نکرده باشه،حکماً عاشقه،نفسش هم تبرکه... این متن از کتاب من او نوشته رضا امیر خانی است خوندنش رو به همه توصیه می کنم ولی از آخر کتاب خوشم نیومد انگار نویسنده گیر کرده و حالا باید یک جوری تمومش کنه.
سلام چند روز پیش برای تهیه عکس به کارگاهی مراجعه کرده بودم تا منو دید گفت: بیا ببین بدنو و سریع پیرهنشو در آورد اینم عکس اما بازم میگم کار عار نیست.
امروز هم تموم شد میخوام یک کارای عجیبی بکنم بعدا می فهمین فقط گفته باشم اونهایی که احساسات من رو به بازی گرفتند از توی این آتیش سالم بیرون نمی آیند تا حداقل بدونند بازی با احساسات یک نفر یعنی چه؟
باز دندون درد
باز سر درد همه اینا قابل تحمل اما حرف زور ... دندون رو میشه تحمل کرد سردرد رو هم ولی حرف زور.... آخه آدم حرف دلش رو به کی بگه وقتی حرف می زنی انگار داری با دیوار صحبت می کنی انگار همه تصمیم گرفتن حرفتو نشنوند انگار انگار بی انگار بایدیک کار کرد از یک جایی شروع کرد به هر حال امروز روز خوبی برای من نبود تنها چیزی که برام خوب بود خلوتی خیابون ها بود کلی حال کردم ولی این حال پایدار نبود تا بعد راستی کنکوری ها موفق باشید الهم عجل لولیک الفرج
امشب من سرما خواهم خورد زیرا به لطف یکی از رانندگان محترم سر تا پا خیس شدم در ضمن بوی گند لجن هم به واسطه این آب پاشی خودم و همکاران را به رنج آورده است اما یادمان نرود که موقع بارش باران درهای آسمان باز است پس دعا کنیم الهم عجل لولیک الفرج
سلام يک پسر کوچيک که فال ميفروخت به سمت بطری حمله ور بقيه بطری رو برام باقی گذاشت و رفت
من دنبال جواب هستم. نقل است که بزرگی گفت: بین شما و فرزندانتان اختلاف در ظاهر است ولی حرفتان در معنی یکی است شبیه آن چند نفری که پولی به دستشان رسید یکی انگور خواست دیگری عنب و آخری ازون هر سه یک چیز می خواستند ولی اختلاف در بینشان فریاد می کرد.
مهرداد فرید
کارگردان آرامش در میان مردگان هر کی فیلم رو دیده بگه .
یادش به خیر .... روستای آبچویه از توابع اصفهان
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی عدم چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی ....... من عاشق چشمت شدم
امروز جمعه است غروب جمعه غم دارد میگن طلائیه جای است که خانم فاطمه زهرا(س) هر شب به شهداش سر میزنه... ای کاش ..... دعا کنیم که دعا هم اثر دارد دعا پر نده عشق است بال و پر دارد .... الهم عجل لولیک الفرج
|
درباره وبلاگ
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 نویسندگانمصطفی قطبیريحانه پیوندها
داستانهاي كوتاه از يك كودك با ...
كاريكاتور سياسي يا سياست كاريكاتوري |