تبليغاتX
دوستي كي فراموش شود

دوستي كي فراموش شود

اگه دنبال چيزي عجيب مي گردي اينجا هيچ خبري نيست.اما شايد چيزاي عجيبي پيدا كني .

دلم تنگ است
بغض گلویم را گرفته
اشک بر چشمانم خشکیده
دلم لک زده برای یک قطره آب
اما نه هر آبی
آبی که از مشک عباس
یل بنی هاشم
برایم بیاورد
غریبانه بود وقتی می رفت
ای کاش اجازه داشت شمشیرش را به همراه ببرد
وقتی که اسبش بر میگشت
قلبم از طپش ایستاد
وقتی که عمود خیمه اش پائین آمد
دلم لک زده بود برای یک قطره آب
اما چه بگوئم
دیدم که لشگریان برای اسبانشان آب داشتند اما لبان بچه ها خشک تر بود
راستی تا به حال شده که میخواهی خار از پایت در بیاوری  اما آنقدر خون بر پاهایت هست که

 نمی دانی چگونه خار را از پایت در بیاوری؟
تا به حال شده وقتی که می خواهی بمانی اما تو را به زور سوار مرکب می کنند


تا به حال شده وقتی می خواهی صورت پدر را ببوسی ولی پدر آنقدر با اقتدار ایستاده است که تو شرم میکنی از خواسته دلت


دلم لک زده برای یک قطره آب

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت16:48توسط مصطفی قطبی | |

  سلام...هر شب از ساعت هشت تا يازده در خدمتيم...تشريف بياريد هياتمون...قدم هاتو رو چشم
 
 نشاني:خ ولي عصر...روبروي بزرگمهر...دانشگاه هنر
 
سخنران:آقاي پناهيان
 
  كفشدار: همه نوکر اهل بیت هستیم
 
  يا علي مددي

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت15:2توسط مصطفی قطبی | |

میگویند سلام بر روزی که به دنیا آمدی

و سلام بر روزی که از این جهان رفتی

و سلام بر روزی که دوباره خواهی آمد

این است نشان خون خدا

اما

میشود که در روز محشر مورد رحمت قرار بگیریم

و او شفیع ما

وسلام علی یوم ولد و یوم یموت و یوم ابعث حیا

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت18:32توسط مصطفی قطبی | |

"یکی از نشانه های ایمان داشتن حیا  است"


وقتی این جمله رو توی بیلبورد دیدم یک لحظه تنم لرزید .

من واقعا مومن هستم؟

با ایمانم؟

اگه هستم پس این   مسيج ها چي هست كي ميفرستم

يا برام مياد كلي ذوق مرگ ميشم و حال ميكنم؟

تنم لرزيد

موبايلم زنگ خورد

: سلام مهربونم خوبي؟

-شما ؟

: منم ديگه مگه ديشب با هم قرار نذاشتيم كه امروز بريم سينما حالا منو نميشناسي؟

-ببين من الان برام كار واجبي پيش اومده بعدا بهت زنگ ميزنم  باي.

 

خدا چي كار كنم؟ چطوري بايد توبه كنم؟

كلي گناه كردم

اشك گوشه چشام جمع شده بود

چشام جايي  رو نمي دييد يا به خاطر بارون رو شيشه بود نمي دونم

دوباره گوشيم  زنگ خورد

اصلا حال جواب دادن نداشتم

شماره ناشناس بود

گوشي از دستم افتاد زير پا

اومدم بر دارم كه يك هو احساس كردم بين زمين و آسمون هستم و ديگه هيچي احساس نكردم.

 

ديدم همه دارن دور ماشينم جمع ميشن و هر كي يك چيزي ميگه

-ديدي اون دختره رو كه از ماشينش اومد پائين و فرار كرد حتما دوست دخترش بوده؟

-اي بابا اصلا حواسش نبود گارد ريلو ببين چي كار كرده؟

-عجب سرعتي داشت ها؟

-بيچاره پدر و مادرش چي ميكشن حالا ؟ خدا بهشون صبر بده؟

همينه ديگه  پول مفت همينه ديگه.  معلوم نيست از كجا در ميارن كه اين جوري ميزنن به در و ديوار؟

يكي از اون ميون داد زد

شادي روحش صلوات

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت14:43توسط مصطفی قطبی | |

عید اضحی بر همه مبارک

ولی خدائیش چند نفر از ما ها که ادعای شیعه بودنمون میشه

روز قیامت می تونیم تو چهره مولامون نگاه کنیم و بگیم

ما به " اشهد ان علیا ولی الله " اعتقاد داشتیم و بر این عهد ایستادیم

خدا نکند که روزی ما هم قرآن بر سر نیزه کنیم و یادمان برود قرآن ناطق را

+نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت1:28توسط مصطفی قطبی | |