تبليغاتX
دوستي كي فراموش شود

دوستي كي فراموش شود

اگه دنبال چيزي عجيب مي گردي اينجا هيچ خبري نيست.اما شايد چيزاي عجيبي پيدا كني .

اين جا  خيابان مولوي است.

جايي كه به نام شاعري پر آوازه است.

كسي كه سال گذشته به نام او بود و ايرانيان افتخار ميكردند كه مولوي جزيي از دارايي فرهنگي شان است .

اما وقتي آدرس محلي را ميشنوي كه به مولوي ختم ميشود ، ترسي ناشناخته  تمام اعضاء وجودت را فرا ميگيرد. آن چنان كه يادت ميرود قرار بود شهرداري به مناسبت سال مولوي ميدان منصوب به او را و خيابان هم نام او را باز سازي كند؛ و نشان آن نصب پل عابري است كه تو را مجبور ميكند به جاي اينكه در پياده رو باشي ،تو را كه ميخواهي از اين پل استفاده كني، به خيابان مي فرستد. به اين ميگويند مهندسي طراحي و يا به عبارتي مبلمان شهري .

نمونه ديگر آن اين است كه كوچه هاي قديمي را باز سازي ميكنند آن گونه كه عاقلان مي مانند و كارگر بناي  شهر داري  راست  ميگويد كه :هنوز سه بار ديگر جا داره كه جوب آب اين كوچه ساخته بشه، اصلا آقا اين كار واسه ما نون داره اگه واسه شما دردسر داره  .

يادم مي آيد روزگاري كه مولوي قلب تپنده شهر بود. آن گونه كه هر كارواني و يا نه هر شهروندي براي خريد مايحتاجش به اين خيابان سري مي زد. الان هم سري مي زنند ولي انگار شهرداري يادش رفته بهينه سازي فقط خراب كردن پياده رو محل سكونت آدم ها نيست. شايد اگر براي ما مهم نباشد كه نيست براي آنها كه نان دارد آ ن هم ناني روغني .

راستي تا به حال شده كه صبح با صداي آب از خواب بيدار شوي و شنيده اي كه نگاه به آب نور چشمت را زياد ميكند پس سرت را از پنجره بيرون ميكني و جوي آب را پر از لجن و پلاستيك و آشغال سبزي ميبيني ، حتما نور چشمت زياد ميشود.

 

   يادش بخير زماني كوچه آشتي كناني بود . كوچه هايي كه تو با دلت در آن قدم ميزدي اما تازگي ها بايد مواظب باشي كه دلت خاكي نشود آخر در دل اين كوچه هاي آشتي كنان ساختمانهاي 4 طبقه خود نمايي ميكند و هنوز آثار ساخت و ساز بر زمين مانده و بيل وكلنگي  كه به ديوار تكيه داده تا خانه مجاور را هم به روز كند يا همان عبارت زيباي up to dey

     يادش به خير مولوي اهل دل بود  پس حتما با دلش اين روز ها را هم ميبيند . ولي نمي دانم چه شعري خواهد گفت براي  اين روزگاران ما .

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:36توسط مصطفی قطبی | |