|
روی تخت دراز کشیدم. حال خوبی نداشتم و تازه قرصم رو خورده
بودم . هنوز داشت با من حرف می زد و هی می گفت: آدم خوبی نیست
، دیدی چه جوری داشت نگاهت می کرد. بلند شدم رفتم کنار پنجره ؛ بین راه پیراهن آبی
رنگ تنم رو مثلا صاف هم کردم. رضا هنوز داشت کنار آلاچیق چایی می خورد. جواد هم
یواشکی کنار درخت کاج نشسته بود و تند تند به سیگار پک می زد . نمی دونم چرا سیگار
قدغن شده، اما بعضی اوقات افرادی هستند که دلشون به رحم بیاد و تو هم بتونی یک دود
بلند و ممتد رو به ریه هات بدی .
ادامه مطلب
كبوتر بودن چه حسي دارد آزاد و رها اما چگونه مي شود كه كبوتر حرم امن تو اسير است. ... كه هر كجا بروم من كبوتر حرمم.. اين روزها هر كه دلش را روانه حرم امام هشتم كرد ما را هم از دعاي خودش بهرمند سازد متشكرم
چند روز پیش کمیل سهیلی تماس گرفت و خواست برایش مطلبی بنویسم که به شهادت هم ارتباطی داشته باشد. فی البداهه برایش نوشتم و شد این مطلبی که می خوانید: فرزند شهيد قطبي : مادرم نيز پاسدار بود فرزند شهيد قطبي كه هم اكنون به صورت حرفه اي در زمينه عكاسي خبري فعاليت دارد در مورد خاطرات كودكي اش پس از شهادت پدر بزرگوارشان به خبرنگار نويد شاهد گفت : روزهاي كودكيم با نبود پدر شروع شد و هر وقت كه سراغي از مادر مي گرفتم برايم از پر كشيدن كبوتر ها مي گفت و نمي دانستم منظورش چيست.
فردا روز دختران است و بهانه اش تو هستي ؛تويي كه فاطمه معصومه ناميده شده اي و
صاحب شفاعت در روز محشري. وتو را پدر عزيز مي داشت وبرادر گراميت. غريبي برادر را
تحمل نكردي و خواهريت رادر حقش تمام . اماسرنوشت تو را ميهماني ارجمند براي مردمان
ايران و خطه قم كرد. يا فاطمه اشفعي لنا في الجنة.
فضاي صنعت هميشه خشك و بي روح خود را نشان مي دهد. اي كاش هميشه يك گل در كنار دستگاه هاي بي روح قرار مي گرفت.
يكي از دوستان در پيامكي تبريك عيد را اينگونه برايم فرستاد " ...صد شكر كه اين رفت و صد حيف كه آن آمد " و مي دانيد شاعر گفته است: " صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت "
پر رو
شب هاي قدر است و قدر نميدانيم قدر را نگاهم به دست هاي توست زبانم بند آمده و كلام در زبانم گم ميشود انگار كه هزيان مي شنوي بهخاطر لكنت زبانم اما مي دانم كه مي داني در دلم و نگاهم چه جستجو ميكنم مي خواهم كه بخواهي برايم خير را خوبي را نيكي را و هر آنچه كه بايد و نبايد را زبان باز ميكنم تا بگويم خدايا مي خواهم و مي خواهم اما من با خود چه آورده ام تا اگر بحث معامله باشد داد و ستد كنم گناه و گناه و گناه با خود آورده ام واي بر من و قفل بر دهانم كه چه جنسي براي معامله با خود آورده ام باز نگاهم به دستهاي توست و انتظارميكشم نگاهم به چشم هاي اشك آلود توست وشرم ميكنم نگاهم به زمين دوخته مي شود كه سنگيني اعمالم گردنم را آويخته تنم يخ ميكند ازسرما دست هايم را شما برايم دعا كنيد قفل كلام در دهانم ميشكند ومي خوانم " الهم عجل لوليك الفرج" كه ميدانم بنده اي نبوده ام كه خودم را براي ظهور آماده كرده باشم اما اميد كه دردلم جوانه زده است و بخوانيم همه با هم با ايمان وقلبي مطمئن
"آیه ۶۵ سوره نحل " و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده گردانيد ، قطعاً در اين [امر] براى مردمى كه شنوايى دارند نشانهاى است.
اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را [نيز ] از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد؛ و از خدايى كه به [نام] او از همديگر درخواست مىكنيد پروا نماييد؛ و زنهار از خويشاوندان مَبُريد، كه خدا همواره بر شما نگهبان است. (١)
هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُم فِي الأَرحامِ كَيفَ يَشاءُ ۚ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ العَزيزُ الحَكيمُ ﴿٦﴾
اولين غروب ماه رمضان جلسه قرائت قرآن بود . آخرين روز اينماه چه نصيب مي شود خدا داند
دوستي برايم پيامكي زد با sms شاعرانه اين چونين: گرگها خوب بدانند ، در اين ايل غريب گر پدر مرد ، تفنگ پدري هست هنوز گر چه نيكان همگي بار سفر بر بستند شير مردي چو علي خامنه اي هست هنوز در جوابش نوشتم : جان ما جان علي هست هنوز چشم ما چشم اميد است هنوز چون كه ما منتظر صاحب خويشيم هنوز پيش او جان بسپاريم هنوز اگر ايرادي داشت تذكر دهيد تا ياد بگيريم . پيشاپيش عيد فطر بر روزه خواران عزيز مبارك احتمالا لذت روزه در كامتان يخ كرده
يادم نيست چه سالي بود كه حادثه سقوط مزار شريف اتفاق افتاد و بعدش هم شهادت بچه هاي سفارت ايران و شهيد شدن محمود صارمي. از اون سال به پيشنهاد ايرنا و... 17 مرداد ماه رو به عنوان روز خبرنگار اعلام كردند ، بلكه در اين روز به ياد شهادت بچه ها در مزار شريف باشيم و در عين حال بقيه افراد از سختي كار خبرنگاري اطلاعي پيدا بكنند. اما هميشه اين اتفاق جالب مي افته ، مثل روز معلم كه از دست دادن آدمي همچون شهيد مطهري انگار روز جشن معلم ها ميشه و حالا هم روز خبر نگار . نمي دونم بايد شاد باشم يا... ، اما به هر حال ياد آدم هايي رو كه از دست داديم رو بايد گرامي داشت . چند وقت پيش اين عكس رو در وبلاگ ساتيار ديدم . كاري به حاشيه ها ندارم . http://satyar.ir/archives/2007_08.html به هر حال روز خبرنگار با هميه سختياش مبارك ؛ اگر در كارمون هم صادق باشيم يا حق
دلم تنگ میشود
قسم به نام تو ای دوست
sar dar nemeavaram . in karhay انتحاري che manaei darad? magar ba in karhay raeis jomhour احمدي نژاد heyat dolat az nabayad dobareh ray giri shavad? " اصل 136 قانون اساسي است كه ميگويد اگر بعد از راي اعتماد و در طول دوره دولت،
نصف اعضاي كابينه تعويض شدند، دولت مجبور است كه مجددا براي آنها از مجلس رأي
اعتماد بگيرد. باتوجه به اينكه تعداد اعضاي تغيير يافته كابينه با اين تغييرات به
11 نفر افزايش مييابد؛ به اين ترتيب بيش از نصف اعضاي كابينه تغيير كرده است و
دولت مجبور است مجددا براي هشت روز باقيمانده از مجلس رأي اعتماد بگيرد." nemidanam in kar raeis jomhour bar asas kodam asle nezam ast ? ya shayad ham asle ahmadi nejad ast? aya rahim mashaei ba an amalkardash inghadr ارزش dard? shoma چه فكر ميكنيد?
از بس اخبار ضد و نقيض شنيده ام خسته شدم بالاخره متن خبر و دستخط رو ديدم تا مطمئن شدم. راستي با خود فكر كرده ايد در اين فضاي آلوده كه هر كس خود منبع خبري هر چند موثق باشد اعتماد كردن به اخبار چه قدر سخت است؟
بدون نگاه کردن به جوابها این تست را انجام دهید. ۱. یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید. 1. انیشتین ۲. نلسون ماندلا ۳. جاکوب زوما ۴. تام کروز ۵. بیل گیتس ۶. گاندی ۷. براد پیت ۸. محمد علی کلی ۹.مصطفی قطبی ۱۰. باراک اوباما میدونم میدونم .... من یه تاثیر خاصی روی مردم دارم! اینقدر عددهای متفاوت رو هی امتحان نکن.... ظاهرا من الگوی زندگی تو هستم کاریش نمیشه کرد دیگه همینه :)
«مروه الشربيني» چهارشنبه گذشته در دادگاه "لوندس كريچ " در شهر "دريسدن " شرق آلمان به دست يك آلماني به نام «آليكس دبليو»، 28 ساله قرار گرفت و كشته شد.
امروز آخرين روز اعتكاف است. اعتكافي كه به قصد قربت و نزديكي است به خدا ، از شب
13 رجب آغاز مي شود ، حال چگونه فراغ از اين روزها را تحمل خواهي كرد؟ اه بر دلت مي
ماند و فرصت شماري ميكني تا دوباره رجبي بيايد و باز معتكف شوي ، باز شور و حال
نيايش و عبادت را بيابي و خلاصه اعتكاف خود سازي است كوتاه در اين دنياي وانفسا.
التماس دعا http://jamejamonline.ir/pics.aspx?newsnum=100911494213
سلام و باز روز ۱۳ رجب المرجب نزدیک است. همان روزی که آغاز ایام البیض است و چه قدر دلم تنگ است. همان روزی که فاطمه بنت اسد خوشحال بود که اولادش صحیح و سالم به دنیا آمد . مگر میشود که دیوار کعبه شکاف بردارد و مادری از فشار طواف کنندگان در امان بماند؟ مگر میشود رجب باشد و دلت هوایی نشود روز پدر می خوانندش که فرمود: من و علي بن ابي طالب دو پدر اين امتيم و حق ما بر آنان از حق پدر و مادرشان بيشتر..." چه کنم که دلم هوایی است ُ همه جشن میگیرند تا یادشان نرود که روز پدر است و برای پدرانشان هدیه ای هر چند ناچیز تهیه میکنند. و من مانده ام که این بار جه هدیه ای؟ چه سوره ای ؟ چه دعایی ؟ که چه کنم تا غافل گیرت کنم و می دانم که باز تو برنده ای و من شرمنده. هر سال این تو بوده ای که هدیه ای به من داده ای و هر سال من شرمنده تو و بزرگواریت . شنیده ام که تعدادی از بچه ها برای پدران آسمانی شان جشنی تدارک دیده اند با حضور ُ حضور در کنار پدرانشان ـ که خیلی دلم برایت تنگ است را سر دهند انگونه که هیچ کس باور ندارد تا سر بلند تر از همیشه نام پدر را در دل زنده کنند- نمیدانم و می دانی فاصله ها زیاد است از اینجا تا کنار تو و میدانم که نزدیکی و هر لحظه به یاد من و فرزندانت دلم میخواهد در آغوشت آرام بگیرم و دستی از سر لطف همانند کودکیم بر سر م بکشی ـ هر چند خیلی ها باور ندارند که من هنوز کودک درونم بزرگ نشده تا بتوانم حست کنم ـ و شاید همین حس کودکی است که اگر بتوانم از جانب تو دستی بر سر کودکی خواهم کشید میدانی که این روزها دلم پیش خودم نیست که همچون کبوتر جلدی به سوی خیالت پرواز میکند و باز در کنار تو پریدن لذتی است . یادم آمد که برایت بگویم ــ که خودت می دانی این سالها که نبودی مادر چه مردانه برایمان پدری کرد ـ برایش دعا کنی و مگر میشود که عاشقش باشی و دعایش نکنی؟ لحظه ها باز هم میگذرند و من هنوز منتظرم ای کاش دمی لحظات دارای قبض و بسط نبودند تا خیالت را در کنارم بیش تر احساس کنم شادی روحت صلواتی می فرستم و منتظرم و می دانم که میدانی انتظار چیست پس منتظرم یا حق
باز شماری آرا ریاست جمهوری یکی از دوستان پرسیده بود چرا برگه های آرا در بازشماری صاف و تا نشده بود ؟ ورودی صندوق رای کوچک تر از عرض کاغذ هاست ُپس مجبورید که برگه ها را تا کرده و سپس در صندوق ارا بیاندازید. نکته مهم در این است که : "این برگه ها بعد از شمارش در روز رای گیری به صورت لوله شده در آمده اند"
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْر وَ آمَنُ
سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى
مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ
تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ
خَيْرِالدُّنْيا وَ جَميعَ خَيْرِالاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ
جَميعَ شَرِّالدُّنْيا وَ شَرِّالاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوص ما اَعْطَيْتَ
وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
«اللهم عجّل وفاتی» چه کردیم که فاطمه چنین خواست ؟ ای اهالی مدینه به گوش باشید
سال 68 را يادت هست؟ دعا مي كرديم و هر لحظه خبر را پيگيري ميكرديم. يادت هست كه لحظه هاي بستري شدن امام را هر روز در تلويزيون مي ديديم و آيه امن يجب بر لبانمان بود ؛ و حتما يادت هست آن صبحي را كه شنيدي : "روح خدا به خدا پيوست". يادت هست...
خبرگزاري فارس: آيتالله العظمي
بهجت يكي از مراجع تقليد جهان تشيع، امروز به علت عارضه قلبي در بيمارستان حضرت ولي
عصر(عج) شهر قم به ملكوت اعلي پيوست. اصل خبر را در آدرس زير ببينيد.
من به میر محسن کروبی نزاد رای می دهم و گرنه ...
دلم میخواست بال داشتم اونوقت همتون رو میکشتم
جام جم آنلاين: كامران دانشجو رئيس ستاد انتخابات كشور بعد از ظهر امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به آمار ثبت نام كنندگان انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: تا ساعت 15 و 30 دقيقه امروز تعداد افرادي كه براي انتخابات رياست جمهوري دهم ثبت نام كردند 50 نفر بود كه از اين تعداد 46 نفر مرد و 4 نفر زن بودند. وي با اشاره به شغل افراد ثبت نام كننده نيز گفت: شغل افرادي كه در انتخابات ثبت نام كردند عبارتند از دندان پزشك، مدير عامل، كارشناس، پژوهشگر، فرهنگي، بازنشسته، كارمند، شغل آزاد و راننده تريلي است. ادامه عکسها را اینجا ببینید.
احتمالا فردا شنبه 12/2/88 شهرستان كرج به عنوان استان البرز معرفي خواهد شد. با تشكر از بچه هاي شهرستان كرج شيريني يادتون نره
آنگاه که زمین از چرخش ایستاد
شاعر قديم تر ها گفته بود " تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل" حالا شما مي توانيد اين كار را انجام بدهيد
من می آم تو نیا
دیروز خاتمی و معین دیدار و در مورد اجماع بر احمدی نژاد به توافق رسیدند میر حسین اعلام کرد : دارم فک میکنم قالیباف با شهر دار ترکمن آباد سفلی دیدار و اعلام کرد : نمیام کروبی گفت : اگه همه بیان من نمیام یعنی چی؟ چه معنی داره آخه احمدی نژاد به سفر های استانی می رود و از آیندگان می خواهد با سفر کارت بروند معین اعلام کرد با میر حسین برای اجماع با خاتمی یا جهرمی به توافق رسیده اند کروبی گفت: به نفع رضایی کنار می روم معین گفت : من به احمدی نژاد رای میدم قالیباف اعلام کرد : اجماع بر لاریجانی یا میر حسین به نفع کشور است کمین ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰/۱۱۱۱۱۱۱۱۰۰۰۰۰۰ امضاء برای حضور حسن شیر فروش اینجا کلیک کنید احمدی نژاد به کروبی اعلام کرد: بیا میر حسین گفت: دارم فکر میکنم که یا من بیام یا ممد اینا داداش کایکو در برنامه کودک از هم نسلان خود دفاع کرد میر حسین نمیام به نقل از خبرنگار مشکوک خبرگزاری فارس خاتمی در سفر های استانی خود اعلام کرد میر حسین با جدیت می آید باهنر امروز صبح در سر میز صبحانه مجلسیان دوم خرداد : رای به خاتمی رای به نظام است باهنر در مجلس ختم نماینده اصولگرا: آقای احمدی نژاد گزینه اصلح می باشد میر حسین : کی گفته من میام ، من نمیام خبرنگار فارس:پوستر های تبلیغاتی میرحسین در سطح شهر به صورت زیرزمینی توزیع شد در همین راستا مصاحبه ای با معین انجام شده آقای معین شما به چه کسی رای خواهید داد؟ من به کاندیدای اصلح که فعلا نیست رای می دهم خاتمی در بنیاد باران با دفاع از سیاست های احمدی نژاد اجماع بر قالیباف را پیشنهاد داد و گفت محسن اینا هم خوبن معین گفت: میر حسین اعلام انصراف کرده است خاتمی: اصلح تر از معین کسی نیست مگر....
هر روزه شاهد انواع و اقسام نوشته ها و گفته ها در باره انتخابات هستیم خوب است که در انتخابات حضور حد اکثری مردم را شاهد باشیم اما هنوز که ستاد انتخابات کشور شروع به کار نکرده این همه حرف و حدیث برای چیست ؟ مگر آقا در تاریخ ۸ آبان امسال نگفت:فعالیت زود هنگام انتخاباتی به ضرر کشور است "حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان کردند: مسائل مربوط به انتخابات به ويژه حضور پرشور مردم در آن، در همان ايام نزديک به انتخابات بسيار مهم است اما عده اي با عجله از حالا مباحث انتخاباتي را شروع کرده اند که اين فعاليت هاي زودهنگام انتخاباتي موجب منحرف شدن ذهن ها از مسائل اصلي، مشغول کردن افراد به يکديگر، و برخي بدگويي ها مي شود و اين، به ضرر مصالح کشور است." حالا خود دانید یا حق
خیلی وقت پیش اینو نوشته بودم اما خدا رو شکر به خیر گذشت و اصل خبر تکذیب شد ولی خوبه یک کم فکر کنیم
آنقدر که زود تمام میشود حتی برای وزیر رفاه
البته خبر سریعا تکذیب شد ولی خوبه گاهی به مرگ فکر کنیم
سلام باز هم مثل همیشه وسط چین می نویسم اما با این تفاوت که: میخواهم اینجا را تعطیل کنم اما دلم راضی نیست به چند دلیل ۱- شروع به نوشتن کردم نه به قصد تعطیلی ۲- احساس میکردم وبهایی وجود دارد که فقط به مسائل عاشقانه و حس های مگو و روایت های بازاری می پردازند ُ اگر من کاری انجام ندهم این بازی به نفع اینگونه وب ها خواهد بود . پس اینجا را افتتاح کردم ۳- دوستان زیادی پیدا کردم ُ دمشان گرم و سرشان خوش . اما در فضای واقعی که دیدمشان احساس می کردم که همان به که فقط خواننده باشم نه رفیق و دوست ۴- مدتی است که دیگر نمی توانم آنگونه که می خواهم قلم بزنم ۵- دلم نمی خواهد اینجا را پاک کنم و از بین ببرم چون به اسم اصلی خودم افتتاحش کردم نه با اسامی مستعار دیگر ُ به هر حال آدرس خانه مان را درست می دهیم تا میهمان سرگردان نشود ۶-احساس میکنم با داشتن این فضا فقط سو تفاهم را زیاد کرده ام ُ به هر حال همسرم هم توقعاتی دارد که نمی توان بی پاسخ گذاشت به هر حال می خواهم راهنمایی ام کنید چه کنم ؟ اینجا را باز نگاه دارم یا " به بالاترین قیمت واگذار مینمائیم" حق نگه دار همه
دلم پر می کشد تا کنار گنبدت آنجا که تمام عاشقانت دلهایشان به طواف آمده است و خوب می دانی که طواف چیست و چه راحت به نماز می ایستد و قامت می بندد تا خود عرش و چه زیبا کلمات به ترنم باران جلا می دهد و
تازه داشت کلمات جان می گرفت که رئیسمان فرمودند حاج آقا به کارت برس پس دعا کنید که حاجی شویم یا حق
این جانب اعلام میکنم: نه قصد خودکشی دارم و نه خواب نما شده ام فقط یک سوال کوچک بوددر ذهنم و این که بهتر نیست ما در زندگی کوتاهی که داریم آنقدر تاثیر گذار باشیم نه تاثیر پذیر شما هم کمی فکر کنید یا حق
یک سوال اگر من بمیرم در جهان چه اتفاقی خواهد افتاد؟
باید حسرت خورد که در زمانی پادشاهان قاجار این منطقه زیبا را به روسه سپردند تا که شاید ... مثلا پشتوانه ای برای خود بسازند اما به قیمت از دست دادن کشور اینجا منطقه مرزی ارس است و این رود مرزی حد فاصل ایران عزیز با کشور آذربایجان است .
جشنواره عکس فیروزه در تبریز برگزار شد و ... تنها عکس من که به جمع عکس های برگزیده نمایشگاه راه یافت. کاشکی برنده میشدم
و سلام که اگر شما مخاطب باشید و من نویسنده پس حق رواست که داستان مدرن ادامه یابد شاید اگر ارمیا بود ۩ و اگر امیر خانی بود ۵ بار ۩ و حال باید
این رمان جدید آ قاي امير خاني خوب است شروع دارد سيلورمن دارد به جاي ۷ كورـ نويسنده خواسته اين گونه بنويسدـ سهراب دارد به جاي درويش مصطفا و " من عشق فعف ...." دارد به جاي گاد پليس يو اما هر چه كه دارد خاتمه خوبي ندارد ارميا گير است بين خود و آرميتا كلي اطلاعات عمومي دارد براي من ولي آيا براي امير خاني-این جمله با عکسش معترضه به حساب می آید ۩ ۵ بار واجبه عند امير خاني تا اینجا رو میگم ها- اين رمان چه بود؟ براي مخاطب چه گونه تر بود؟ وقتي رمان مدرن ميشود پس مخاطب حق دارد مرگ مولف را پذيرفته و برداشتي داشته باشد جداي از نوسينده پس هر تعداد كه خواستيد ۩ عند مخاطب يا علي مددي
حزب لیکود و انتخابات
خدایا التماس دعا چرا وقتی میشه دستم رو پیش تو بیارم از بقیه طلب کنم؟ التماس دعا
وقتی سینمای درگیر باشد خود نداند که چه می خواهد پروژه های عظیمی برای ساخت طراحی کند که مخاطب نداشته باشد- پرچم های قلعه کاوه- ویا درگیر فیلمهای ساده و به اصطلاح علمای اهل هنر هفتم کمدیهای جوان پسند باشد و یا فیلمهای اجتماعی که مخاطب از زور سیاهی گریه در خفا کندـ دیوارـ چه جایی برای مقابله می ماند؟ افرادی که دم از تهاجم غربی و هجمه فرهنگ بی فرهنگی میزنند دوباره شعار میدهند و سازمانهای دولتی انیمیشنهای افسانه ای خود را در مقابل این تهاجم به شبکه ها ی دولتی می خورانند و باز این عروس زیبا روی تصاویر متحرک ـ سینمای هالیوودی ـ عیان از کف اختیار دل مخاطب می ربایید که الحق داستانی راست گفته ای اما به واقع کدامین از ما توانسته ایم واقعیت را و دفاع از حقانیت خود را به مخاطب جهانی نشان دهیم؟ در خواب های خرگوشی مان همچون رستم به جنگ میرویم ولی نمیدانیم که ما را دن کیشوتی میدانند که دیوانه وار فقط حرف می زند و حتی تاب سوار شدن بر اسب جنگی این رسانه را هم ندارد. چگونه دفاع خواهیم کرد؟ آیا تا چند سال دیگر میتوانیم سرمان را بالا نگه داریم و از کیانمان دفاع کنیم؟ مگر نمی دانیم این عروس زیبا رو نسبتی با خر دجال دارد؟
این روزها دل ها به پرواز در آمده است تا اوج می رود و باز فرود می آید به ناگاه یاد می آوری زمزمه ای آرام گوشت را نوازش می دهد و صدای ربنا تمام وجودت را به لرزه در می آورد که آیا باز هم فراموش خواهی کرد بندگی را؟ از خدای مهربان می خواهی بهترین ها را که خدا ستار العیوب است و تو را به خاطر گناهانت از خود دور نمی کند و این مائیم که او را فراموش میکنیم بیایم بنده باشیم عبد و آنگاه خدایی شویم التماس دعا
چرا آدما دلشون تنگ میشه؟ اصلا ما رو چه به دل که تنگ هم بشه
ای کاروان آهسته ران ســـــــوی المپیک پکن من یک مدیر ارشدم، جا کن مرا در خویشتن! خودکار بیت المال خود، در گـــــاوصندوقی نهم بی دغدغه همراه تو چندی شوم دور از وطن در بین ورزشکارهـــــــــا من باعث روحیه ام استاد تقلید صدا، همراه جوکهـــــــــای خفن آنها پی کسب مدال بنده هلاک عشق و حال گیرم همه پشت سرم " گویند هر نوعی سخن" من یک مدیــــــــر گردشی، البته فعلا ورزشی از آن مهم تر ارزشی،حالی به من ده خواهشن(!) بهر رژه ای باصفـــــــــا! رد کن بیاید بهـــــر ما از آن کت و شلوارها همراه کفش و پیرهن خوب است آنجا بودنم چونکه شده همراه هم یک عده ورزشکار مرد، یک عده ورزشکار زن بهر من و امثال من در لیست گر جایی نبود از این مربّی هایمان یک چند تایی خط بزن خود بهر کشتی گیرهــــــا آموزش فیتو دهم توی فتیله پیچ هم الحـــــــق منم استاد فن از بهر بوکسورهای تیم دارم کوچینگی بی نظیر: یک مشت، اول زیر چشم، وان دیگری توی دهن! "چون می روی بی من مرو،ای جان جان بی تن مرو" بگذار همراهت شوم سازم فدایت جـــــان و تن * ای طنز گــــــــــوی بینوا! این بام دارد صد هوا بر خویشتن کم کن جفا هی خشت بر دریا مزن! با ورزش ِ آبادی از ، آبادی ورزش مگــــــــــو این وضع ما این سازمان این تربیت این هم بدن!! سوء مدیریت کنــــون در چین زده گندی چنان کز بهر حذف بوی آن ، عاجز شده مَُشک خُتن! کم گیر ده ای بوالفضول! سوگند ایشان کن قبول باور مکن دنب خروس، بنگر کمی با حسن ظن...!
همیشه ذهن یک جای خالی اضافه داره که همه چی توش دارند ولی
انتظار حرکتي پوياست، همراه با معرفت و شناخت امام راهي است براي پويايي. انتظار شاخه اميدي است که در دل منتظران جوانه زده است و هرساله ياد مي کنند سر آغاز ولادت آخرين منجي را.
بعضیا گفته باشم روزتون مبارک
میگفتند برای فتح آندلس تجارت آزاد اعلام کردند زان پس صادرات انواع شراب و لوازم لوکس به اندلس آزاد شد ...
آسمان در رنج بود تا خود صبح خوابش نبرد
سلام عزيز دل
اصلا مواد مقوی چه ایرادی دارد؟ انرژی از چه راههایی به دست می آید؟ روش استفاده از انرژی چیست؟
اصلا خر ما از کرگی دم نداشت یا اگه داشت خبر نداشت.
معاون رئيس جمهور: مردم آمريكا را از برترين ملتهاي دنيا مي دانيم خبرگزاري فارس: معاون رئيس جمهوري گفت: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است . ما مرد آمريكا را از برترين ملتهاي دنيا مي دانيم.
بار ديگر ايران در صدر اخبار جهان وقتی اقتدار ايران را با کاری غير حرفه ای زير سوال ببريم در دنيای رسانه ای بسرعت علامت های سوال بيشماری در ذهن مخاطب به وجود خواهد آمد که پاک کردن آنها به اين راحتی امکان پذير نيست.
سلام شب آرزوها هم به پایان رسید میتوانید بفرمائیدکه چه آرزویی داشتید؟ من که ... خوابیدم اینم از آرزوی ، دل کوچک ما الهم عجل لولیک الفرج یا حق و التماس دعا
این الرجبیون؟
سلام سوال اول: خدا چه قدر ما رو دوست داره؟ سوال دوم: ما چه قدر خدا رو دوست داریم؟ نتیجه اول : ما چه قدر فراموشکاریم نسبت به الطاف خدا که فقط بعضی وقتا یادمون میاد خدا یی هم هست. نتیجه دوم: واقعا بی انصافیم همین
بهار تموم شد حالا منتظرم قراره تابستون برام مهم باشه یاد دوران ابتدایی افتادم کلاس اول و اولین سه ماه تعطیلی گیر داده بودم که حالا نمره هام بیست شده جایزش باید بریم سفر اما این سفر همه جاش دل تنگی داشت بابا دیگه نبود و قرار بود دیگه نباشه اما مگه میشد یادش که بود به هر حال برا خودم کلی نقشه کشیده بودم کلاس برم برا خودم فالی بفروشم و پولام رو جمع کنم بعد برم باهاش یک دوچرخه گنده بخرم و .... اما تمام این سالها گذشت سه ماه تعطیلی هم تموم شد و من هنوز ... ولی حالا نمی خوام توی سه ماه پول در بیارم میخوام یک کم آ دم تر باشم شما هم برام دعا کنید توی این سه ماه روز زن هست روز مرد هم ایضا نیمه شعبان و ماه رمضان و ... یادم رفت بگم امسال کیا میرن اعتکاف؟
دوباره ولی
آدم خوبه آدم باشه
تا حالا شده که بخوای کاری انجام بدی ولی به هیچ طریق ممکن نتونی انجام بدی؟ اینم شده داستان ما ولی حتما حکمتی هست دیگه یا حق
دلم میگیرد هیچ از دستانم سرازیر می شود این است شاید آخرین روز من هم این گونه سپری شود بگذار بشود وقتی در جامعه ای ندای عدالت بلند نیست و هر کس در گریبان خود به فکر سودی بیشتر است آری شاید مرگ بهترین تسلیم باشد ( این خبر را شما هم بخوانید) ایسنا
بهمن جلالي گفت: چگونه ميشود پيوندهاي بين آدمهايي كه كار كردند و بسترساز جريان عكاسي مطبوعاتي ايران بودند با افرادي كه امروز مشغول فعاليت هستند، بيرحمانه شكسته شده و حريم و حرمت از بين رفته است؟! اين هنرمند عكاس و مدرس دانشگاه با ابراز تأثر، گلايه و انتقاد نسبت به بيتوجهي به وضعيت زندگي برخي از هنرمندان عكاسان فعال مطبوعاتي دورهي انقلاب تا امروز، با اشاره به بستري شدن حسين پرتوي در بيمارستان و درخواست كمك خانوادهي او، به خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: از دوران انقلاب گروهي از عكاسان خبري در اين مملكت بودند كه خوب كار كرده و بسترساز عكاسي مطبوعاتي امروز شدند. "كيهان ملكي" عكاس عكس فوقالعادهي ميدان ژاله، "جهانگير رزمي" و "حسين پرتوي" كه عكس بيعت همافران را با امام (ره) را ثبت كرد؛ عكسي كه يكي از شاخصترين تصاوير دوران انقلاب بهشمار ميرود و پتوي سيستم شاهنشاهي را دورش پيچيد. او بعد هم عكسهاي ديگري گرفت و بسيار كوشش كرد كه انجمن عكاسي مطبوعات را راه بياندازد. اما حالا دچار گرفتاريهايي از جنس بيماري شده و در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان مدائن بستري است؛ شرمم ميآيد كه بشنوم خانمش بگويد يك دستگاه اكسيژن ميخواهيم تا از پرتوي در منزل مراقبت كنيم، اما هيچكس اين امكان را نميدهد. شرم آور است كه براي مراقبت از حسين پرتوي يك دستگاه اكسيژن هم دريغ ميشود. وي اضافه كرد: ميپرسم كسي كه بيش از 35 سال كار عكاسي خبري كرده و يكي از برجستهترين عكسهاي دوره انقلاب را در تاريخ ثبت كرده، انجمن عكاسان مطبوعات را راه انداخته و در آنجا كار كرده، چگونه است كه نه كسي او را ميشناسد، نه توجهي ميكند و نه حتا به عيادتش ميرود؟! عكاسهاي جواني كه عكاسي خبري ميكنند، اسم و رسمي هم دارند، اساسا پرتوي، ملكي، زرافشان، رزمي، فارسي، ملوكي و... را ميشناسند؟ چه كسي بايد اينها را معرفي كند؟ جلالي گفت: قبول دارم سيستم دولتي آنقدر گرفتار است كه ممكن است اساسا كمككردن برايش مسأله نباشد. اما از جايي كه پرتوي بيش از 30 سال در آنجا كار كرده است، ميپرسم: براي اين آدم چه كردهايد؟ وي يادآوري كرد: بزرگداشتي براي عكاسان انقلاب در موزه امام علي (ع) برگزار شد، كه حسين پرتوي يكي از آنها بود، شرمآور است كه بگويم براي آن برنامه، عكسهاي حسين پرتوي را هر قطعه 30 هزار تومان از روزنامه محل كارش خريدند. اين هنرمند عكاس باسابقهي ايران تصريح كرد: اين عكاسان كساني هستند كه راه را براي عكاسان جوان باز كردند، بستري را آماده كرده و باعث شدند كه عكاسي خبري به اينجا برسد كه الآن الي ماءشاالله عكاسي خبري جوان داريم كه خدا را بنده نيستند و نه سراغ پرتويها را ميگيرند.
من یک پیچکم که تنها می پیچد به دور ساقه ای تنها آنگاه من یک پیچکم که تنها نیستم
اين جا خيابان مولوي است. جايي كه به نام شاعري پر آوازه است. كسي كه سال گذشته به نام او بود و ايرانيان افتخار ميكردند كه مولوي جزيي از دارايي فرهنگي شان است . اما وقتي آدرس محلي را ميشنوي كه به مولوي ختم ميشود ، ترسي ناشناخته تمام اعضاء وجودت را فرا ميگيرد. آن چنان كه يادت ميرود قرار بود شهرداري به مناسبت سال مولوي ميدان منصوب به او را و خيابان هم نام او را باز سازي كند؛ و نشان آن نصب پل عابري است كه تو را مجبور ميكند به جاي اينكه در پياده رو باشي ،تو را كه ميخواهي از اين پل استفاده كني، به خيابان مي فرستد. به اين ميگويند مهندسي طراحي و يا به عبارتي مبلمان شهري . نمونه ديگر آن اين است كه كوچه هاي قديمي را باز سازي ميكنند آن گونه كه عاقلان مي مانند و كارگر بناي شهر داري راست ميگويد كه :هنوز سه بار ديگر جا داره كه جوب آب اين كوچه ساخته بشه، اصلا آقا اين كار واسه ما نون داره اگه واسه شما دردسر داره . يادم مي آيد روزگاري كه مولوي قلب تپنده شهر بود. آن گونه كه هر كارواني و يا نه هر شهروندي براي خريد مايحتاجش به اين خيابان سري مي زد. الان هم سري مي زنند ولي انگار شهرداري يادش رفته بهينه سازي فقط خراب كردن پياده رو محل سكونت آدم ها نيست. شايد اگر براي ما مهم نباشد كه نيست براي آنها كه نان دارد آ ن هم ناني روغني . راستي تا به حال شده كه صبح با صداي آب از خواب بيدار شوي و شنيده اي كه نگاه به آب نور چشمت را زياد ميكند پس سرت را از پنجره بيرون ميكني و جوي آب را پر از لجن و پلاستيك و آشغال سبزي ميبيني ، حتما نور چشمت زياد ميشود. يادش بخير زماني كوچه آشتي كناني بود . كوچه هايي كه تو با دلت در آن قدم ميزدي اما تازگي ها بايد مواظب باشي كه دلت خاكي نشود آخر در دل اين كوچه هاي آشتي كنان ساختمانهاي 4 طبقه خود نمايي ميكند و هنوز آثار ساخت و ساز بر زمين مانده و بيل وكلنگي كه به ديوار تكيه داده تا خانه مجاور را هم به روز كند يا همان عبارت زيباي up to dey يادش به خير مولوي اهل دل بود پس حتما با دلش اين روز ها را هم ميبيند . ولي نمي دانم چه شعري خواهد گفت براي اين روزگاران ما .
دلم میخواد بغلت کنم روایت بی قراری این است دیگر رفتم که خار از پا کشم، محمل زچشمم دور شد
حالا بر فرض من نخوام بنویسم شما ها چرا بعضیاتون ناراحت میشین؟ آهان فهمیدم متاسفانه شما ها عاشق نوشته هام شدین خوب بابا بسه آب غوره نگیرین می نویسم اما از حالا به بعد یک همراه هم دارم بعدا نوشته هاش رو میخونین و شما هم دچار میشین دچار يعني اینم از شعر سهراب یا حق
این منم آدم و چه آسان باختم
به هر حال یادمون باشه سال نو بدون عوض شدن حال و روزمون بی معنی هست و واقعا از خدا بخواهیم که " ... حول حالنا الی احسن الحال " یا حق و التماس دعا
وزير آموزش و پرورش در پاسخ به فارس: هيچ مدرسهاي از شنبه تا سهشنبه تعطيل نيست خبرگزاري فارس: وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه به هيچ وجه، هيچ مدرسهاي از شنبه تا سهشنبه هفته آينده تعطيل نيست، .....
خدائیش ما که بی سوادیم. اما بعضی از حرفها و شنیدنش از بعضی آدمها مثال داستانی است که میگفت: من این حرف رو برای بقیه زدم نه برای خودمون حتما داستانش رو شنیدین و من هم از تکرار داستان خود داری میکنم ولی جناب وزیر محترم شما هم بله؟ مدرسه رو تعطیل نمی کنین ولی از چند روز قبل از آغاز سال نو راهی مشهد هستین اون هم با خانواده؟ خدا قبول کنه حالا بچه شما که دبستان میره چیش از بقیه کمتر هست ؟ نکنه چون شما وزیر هستین اجازه دارین فرزند دلبندتون رو به مشهد ببرید ولی بعضی از خانواده ها مجبورا صبر کنن تا مدرسه فرزندشون تعطیل بشه تا بتونن به مسافرت برن شاید خیلی های دیگه هم دوست دارن لحظه سال نو در حرم آقا امام هشتم باشند حتما شما براشون دعا کنید
سلام عکسهای محمد فیض آبادی از مراسم خطبه خوانی شب شهادت امام رضا (ع) اول نوشتار تسلیت میگم این روزها رو همیشه آخر ماه صفر خیلی سنگین و بد جور برام تموم میشه نمی دونم چرا و چه حکمتی توش هست؟ ولی روز اول ربیع همیشه برام فرق داره جوری که نمیخوام هیچ وقت تموم بشه راستی شما دلیل این تفاوت رو میدونید همش کلا ۲۴ ساعت هم بیشتر تفاغوت توش نیست ولی یک جوری هست؟( یک حس غیر قابل بیان) برام دعا کنید از حالا ۲ بار ۲ بار برام دعا کنید التماس دعا
همیشه یک چیزایی ذهن رو خط میندازه اونوقت مثل سی دی های خش دار وقتی به این قسمت ها میرسی هنگ میکنی همیشه هم این هنگ بد نیست مروری است بر خاطرات اون هم چه خاطراتی بماند چون من یک آدم خود خواه هستم و این شعر رو هم دوست داشتم براتون میزارم شاید شما هم خوشتون بیاد فقط اول یک صلوات نثار همه شهداء مخصوصا پدر خودم که این روزها دوباره نبودش برام تازه شده بفرستید ----------------- شب است و سكوت است و ماه است و من فغان و غم اشك و آه است و من شب و خلوت و بغض نشكفتهام شب و مثنويهاي ناگفتهام شب و نالههاي نهان در گلو شب و ماندن استخوان در گلو من امشب خبر ميكنم درد را كه آتش زند اين دل سرد را بگو بشكفد بغض پنهان من كه گل سرزند از گريبان من مرا كشت خاموشي نالهها دريغ از فراموشي لالهها كجا رفت تأثير سوز و دعا؟ كجايند مردان بيادّعا؟ كجايند شورآفرينان عشق؟ علمدار مردان ميدان عشق كجايند مستان جام الست؟ دليران عاشق، شهيدان مست همانان كه از وادي ديگرند همانان كه گمنام و نامآورند هلا، پير هشيار درد آشنا! بريز از مي صبر، در جام ما من از شرمساران روي توام ز دُردي كشان سبوي توام غرورم نميخواست اين سان مرا پريشان و سر در گريبان مرا غرورم نميديد اين روز را چنان نالههاي جگرسوز را غرورم براي خدا بود و عشق پل محكمي بين ما بود و عشق نه، اين دل سزاوار ماندن نبود سزاوار ماندن، دل من نبود من از انتهاي جنون آمدم من از زير باران خون آمدم از آنجا كه پرواز يعني خدا سرانجام و آغاز يعني خدا هلا، دينفروشان دنياپرست! سكوت شما پشت ما را شكست چرا ره نبستيد بر دشنهها؟ نداديد آبي به لب تشنهها نرفتيد گامي به فرمان عشق نبرديد راهي به ميدان عشق اگر داغ دين بر جبين ميزنيد چرا دشنه بر پشت دين ميزنيد؟ خموشيد و آتش به جان ميزنيد زبونيد و زخم زبان ميزنيد كنون صبر بايد بر اين داغها كه پر گل شود كوچهها، باغها شب است و سكوت است و ماه است و من...
خیلی وقت بود که عکسی نگذاشته بودم یک سرور مناسب جهت به روز کردن عکسهام پیدا نکردم حالا هم فعلا از سایت خودمون دارم استفاده میکنم
راستی من چه قدر خود خواهم؟ هر کی میدونه بگه
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||